مدیریت علمی؛ وقتی شهر با منطق دیروز اداره میشود
در صنعت، یک جمله نانوشته وجود دارد: هیچ تصمیمی بیهزینه نیست؛ فقط بعضی هزینهها دیرتر دیده میشوند
بنگاههای اقتصادی این جمله را با پوست و استخوان فهمیدهاند. تصمیم اشتباه امروز، به تولید فردا ضربه میزند. پروژهای که بدون شاخص شروع شود، دیر یا زود با هزینههای پنهان و ضرر خود را نشان میدهد. به همین دلیل، مدیریت علمی در بخش خصوصی نه یک انتخاب، بلکه واکنشی ناگزیر به واقعیت بوده است.
در چنین فضایی، مدیران مجبور شدند زبان اعداد را یاد بگیرند. اهداف، به شاخص تبدیل شدند؛ شاخصها به گزارش و گزارشها مبنای تصمیمگیری. نتیجه این مسیر روشن بود: خطاها کمتر و هزینهها کنترل شد و در نهایت سازمانها یاد گرفتند قبل از تصمیم، فکر کنند.
اما وقتی از صنعت فاصله میگیریم و به سازمانهای بزرگ خدماتی میرسیم، گویی این تجربه ناگهان فراموش میشود. تصمیمها گاه بیشتر بر اساس فوریت، فشار، سلیقه و ... گرفته میشوند تا داده و تحلیل. پروژهها آغاز میشوند، بیآنکه دقیقاً مشخص باشد مسئلهای که قرار است حل شود چیست و چگونه سنجیده خواهد شد.
شهرداریها به عنوان یکی از سازمانهای خدماتی نمونه روشن این وضعیتاند. سازمانی بزرگ، پرهزینه و چندلایه که هر تصمیم آنها بر زندگی هزاران و میلیونها شهروند اثر میگذارد. با این حال، هنوز هم در بسیاری از موارد، «انجام دادن» جای «اثر گذاشتن» را گرفته است. پروژه اجرا میشود، اما سوال اصلی بیپاسخ میماند: این تصمیم، چه چیزی را بهتر کرد؟
تجربه شهرهای موفق نشان میدهد وقتی مدیریت شهری از منطق واکنشی فاصله میگیرد و به سمت مدیریت علمی حرکت میکند، اتفاق مهمی رخ میدهد: تصمیمات از حالت مقطعی خارج میشوند و به بخشی از یک مسیر بلندمدت تبدیل میشوند. در این مسیر، پروژهها به هم متصل، مصرف منابع هدفمند و خطاها پیش از آنکه پرهزینه شوند، اصلاح میشوند.
مسئله این نیست که مدیریت شهری با صنعت یکی است؛ مسئله این است که هر دو با «پیچیدگی» سر و کار دارند و پیچیدگی، بدون علم مدیریت ممکن نیست. اگر صنعت مجبور شد این را بپذیرد، شهر هم دیر یا زود با همین واقعیت روبهرو خواهد شد.
شاید پرسش اصلی این نباشد که «آیا مدیریت علمی برای شهر لازم است؟»
پرسش این است که هزینه اداره شهر با منطق دیروز را تا چه زمانی میتوان پرداخت؟
زهرا پورفرزانه
مدیرعامل شرکت دانش بنیان – دانش آموخته مدیریت