بانک مرکزی
زنجیره تامین
کالای ساخت داخل
رشد تولید ناخالص داخلی (GDP)
سیگنالهای تقاضا
اثر «جابهجایی تقاضا از خارجی به داخلی»
تولیدکننده و خط تولید
تراز ملی
اثر یک انتخاب کوچک؛ خرید کالای داخلی چگونه چرخ اقتصاد را به حرکت درمیآورد؟
خرید یک قلم کالای ساخت داخل، تنها یک معامله خرد نیست. این انتخاب، زنجیرهای از حلقههای پنهان را به حرکت درمیآورد؛ از فروشنده محلی و خط تولید کارخانه گرفته تا تامینکنندگان مواد اولیه، صنایع پاییندستی و نهایتاً مولفههای کلان اقتصادی مانند اشتغال، تورم و وابستگی ارزی.
به گزارش "گسترش تولید و تجارت" هر معامله، کوچک یا بزرگ، در کلان اقتصاد یک «تکانه» ایجاد میکند که در طول زنجیره تامین منتشر میشود. وقتی مصرفکننده کالای تولید داخل را به نمونه مشابه خارجی ترجیح میدهد، مسیر وجوه نقدی و سیگنالهای تقاضا تغییر میکند. این تغییر، برخلاف خرید کالای وارداتی که وجوه را از چرخه داخلی خارج میکند، پول را در اقتصاد کشور به گردش درمیآورد و از لایههای پنهان تامین تا شاخصهای کلان، اثر میگذارد.اما این اثر چگونه و در چند مرحله خود را نشان میدهد؟
حلقه اول: خردهفروش و توزیعکننده، اولین موج نقدینگی
نزدیکترین حلقه به مصرفکننده، شبکه توزیع است. وقتی تقاضا برای یک کالای داخلی افزایش مییابد، اولین نشانه آن در صندوق فروشنده ثبت میشود.افزایش گردش مالی فروشگاههای خرد و عمده، به معنی کاهش نیاز به استقراض از سیستم بانکی برای تامین موجودی است. این فروشندگان همچنین مالیات بر ارزش افزوده بیشتری پرداخت میکنند که مستقیماً به خزانه دولت واریز میشود. فراتر از آن، افزایش تقاضا به توزیعکنندگان سیگنال میدهد که سفارشهای بزرگتری به کارخانهها بدهند.این حلقه، هرچند ساده، محل تلاقی پول نقد و کالاست و نخستین جایی است که اثر «جابهجایی تقاضا از خارجی به داخلی» خود را نشان میدهد.در این سطح، کسبوکارهای کوچک و متوسط توزیعکننده که غالباً با حاشیه سود نازک کار میکنند، نفس عمیقتری میکشند.
حلقه دوم: تولیدکننده و خط تولید، حفظ و ایجاد اشتغال
با رسیدن سفارشهای بیشتر به کارخانه، دومین حلقه فعال میشود. تولیدکننده برای پاسخ به تقاضای اضافی، مجبور است ضریب ظرفیت خود را بالا ببرد. این یعنی شیفتهای کاری بیشتر، خطوط تولید قبلاً نیمهتعطیل به چرخش درمیآیند و نیاز به نیروی کار اضافی احساس میشود.مهمترین اثر در این حلقه، «جلوگیری از تعدیل نیرو» در شرایط رکودی و سپس «ایجاد اشتغال جدید» است. در اقتصاد ایران که بسیاری از واحدهای تولیدی با ظرفیت کمتر از ۵۰ درصد کار میکنند، یک جهش ۵ تا ۱۰ درصدی در فروش میتواند خط قرمز اخراج کارگران را عقب بزند. همچنین تولیدکننده قادر میشود هزینه سربار ثابت (مانند اجاره، برق و حقوق مدیریت) را بر تعداد بیشتری محصول پخش کند که به معنای کاهش قیمت تمامشده و افزایش رقابتپذیری است. این حلقه، جایی است که خرید داخلی از یک «انتخاب مصرفکننده» به «واقعیت اشتغال» تبدیل میشود.
حلقه سوم: زنجیره تامین و صنایع پاییندستی، بازوی پنهان رونق
حالا یک پله عقبتر میرویم. کارخانه برای افزایش تولید، به مواد اولیه، قطعات نیمهساخته و خدمات لجستیک بیشتری نیاز دارد. این نیاز، مستقیماً به صنایع تامینکننده (پاییندستی) منتقل میشود. کارخانه فولادسازی که ورق تولید میکند، واحد پتروشیمی که مواد پلیمری میسازد، یا کارخانه مقوا که بستهبندی تامین میکند، همگی سفارشهای بیشتری دریافت میکنند.این حلقه معمولاً از دید مصرفکننده پنهان است، اما اثر آن حیاتیتر از حلقههای قبلی است؛ زیرا یک جهش کوچک در تقاضای نهایی (مصرفکننده) میتواند به دلیل اثر اهرمی زنجیره، جهشی بزرگ در تقاضای مواد اولیه ایجاد کند.در این لایه، شرکتهایی که گاه صدها کیلومتر دورتر از کارخانه اصلی قرار دارند و هزاران کارگر را مستقیم و غیرمستقیم استخدام کردهاند، نفس میکشند. وابستگی تولید به زنجیره تامین داخلی (یا وارداتی) مشخص میکند که خرید یک کالای داخلی تا چه عمقی به اقتصاد کشور نفوذ میکند؛ هرچه طول زنجیره داخلی بلندتر باشد، ضریب تکاثر اشتغال و ارزش افزوده بالاتر است.

حلقه چهارم: اقتصاد کلان، تورم، ارز و بودجه دولت
دورترین و در عین حال مهمترین حلقه، سطح کلان اقتصادی است. وقتی حجم قابل توجهی از تقاضای مصرفکنندگان از کالای خارجی به سمت داخلی تغییر مسیر میدهد، چند متغیر اساسی تحت تاثیر قرار میگیرد. نخست: کاهش تقاضا برای ارز (برای تامین کالاهای وارداتی) که به تثبیت نرخ ارز و کاهش فشار تورمی ناشی از جهش ارز کمک میکند. دوم: افزایش ارزش افزوده داخلی که به رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) منجر میشود. سوم: بهبود کسری بودجه دولت از دو کانال افزایش درآمدهای مالیاتی (از تولید و فروش) و کاهش هزینههای حمایتی (مانند یارانه بیکاری و بیمه قالیبافی). چهارم: کاهش وابستگی به واردات در کالاهای استراتژیک که امنیت اقتصادی را در مقابل تحریمها یا شوکهای خارجی افزایش میدهد. در این حلقه، انتخاب خرد خریدار به یک اثر کلان تبدیل میشود؛ هرچند هیچ مصرفکنندهای به تنهایی این اثر را نمیبیند، اما در مقیاس جمعی، مولفهای تعیینکننده در سلامت اقتصاد ملی است.
مدل چهارحلقهای خرید کالای ایرانی
محمد صادقی، کارشناس اقتصادی، درباره مدل چهارحلقهای خرید کالای ایرانی گفت: این مدل در اقتصاد ایران هم قابل اندازهگیری است. با استفاده از جدول دادهستانده (Input-Output) که بانک مرکزی هر چند سال یک بار منتشر میکند. این کارشناس اقتصادی ادامه داد: این جدول نشان میدهد هر یک ریال تقاضای نهایی برای یک کالای خاص، چه مقدار ارزش افزوده در بخشهای مختلف ایجاد میکند. مثلاً در صنعت نساجی، ضریب تکاثر اشتغال حدود ۳.۵ است؛ یعنی یک شغل مستقیم در کارخانه پوشاک، ۲.۵ شغل دیگر در زنجیره تامین ایجاد میکند. پس اثر زنجیرهای کاملاً واقعی و مستند است.وی افزود: برخی منتقدان میگویند اگر کالای داخلی کیفیت پایینتری داشته باشد، این اثر زنجیرهای به ضرر مصرفکننده تمام میشود. این نقد یک طرفه است.
کیفیت پایین اغلب معلول فروش پایین است نه علت آن
وقتی فروش کم باشد، شرکت توان سرمایهگذاری روی تحقیق و توسعه، مواد اولیه مرغوب و نیروی کار ماهر را ندارد. بالعکس، افزایش فروش (با حفظ رقابت) میتواند چرخه معیوب را بشکند و طی چند سال کیفیت را ارتقا دهد. صادقی تاکید کرد: بیتردید حلقه سوم (زنجیره تامین) و چهارم (اقتصاد کلان) بیشترین اهرم را برای دولت دارد.این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: دولت میتواند با تقویت زنجیرههای داخلی و جلوگیری از واردات بیرویه مواد اولیهای که مشابه داخلی دارند، اثر هر واحد فروش داخلی را چند برابر کند. همچنین اعمال تعرفههای هوشمند بر کالای نهایی وارداتی در شرایطی که نمونه داخلی قابل قبول وجود دارد، یک ابزار کلاسیک برای تغییر مسیر تقاضا به سمت حلقههای داخلی است.
یک خرید ساده، یک زنجیره پیچیده
آنچه در این گزارش مرور شد، نمایش ساده شده یک حقیقت پیچیده اقتصادی است؛ هر انتخاب مصرفکننده، یک حلقه در زنجیره بلندی از تولید، اشتغال، درآمد و تراز ملی است. خرید کالای ایرانی، وجوه نقد را در داخل نگه میدارد، از فروشنده و کارخانه تا تامینکننده مواد اولیه را تحت تاثیر قرار میدهد و در نهایت در متغیرهایی مثل نرخ ارز، تورم و امنیت اقتصادی خود را نشان میدهد.برعکس، خرید نمونه وارداتی معادل، این زنجیره را قطع میکند و تقاضا را به خارج از مرزها صادر مینماید. هدف، شفافسازی لایههای پنهان یک تصمیم روزمره است. اثر پروانهای وجود دارد، چه آن را ببینیم و چه نبینیم. آگاهی از این اثر، خود یک سرمایه است.با دنبالکردن صفحه اقتصادی خبرگزاری فارس در جریان آخرین تحولات اقتصادی ایران و جهان قرار بگیرید.
منبع: فارس
مطالب مرتبط