گام برداشتن در مسیر امنیت پایدار انرژی با مهار گازهای همراه و حفظ سرمایه ملی
جمعآوری گازهای همراه فقط خاموشکردن فلرها نیست؛ این اقدام میتواند از هدررفت میلیاردها دلار جلوگیری کند، ناترازی گاز را کاهش دهد و حکمرانی انرژی را اصلاح کند.
گاز همراه؛ از چاههای نفت تا مشعلهای اتلاف
به گزارش "گسترش، تولید و تجارت" جمعآوری گازهای همراه از آن موضوعهایی است که در ظاهر فنی به نظر میرسد، اما در عمق خود به یکی از مهمترین شاخصهای کارآمدی حکمرانی انرژی تبدیل شده است. گاز همراه، همان گازی است که در فرآیند استخراج نفت آزاد میشود و اگر زیرساخت لازم برای جمعآوری، فرآورش و انتقال آن وجود نداشته باشد، به ناچار سوزانده میشود. نتیجه این روند، چیزی نیست جز از بین رفتن یک منبع ارزشمند که میتواند خوراک صنعت، سوخت نیروگاه، ماده اولیه پتروشیمی و حتی ابزار تنظیم بازار انرژی باشد.
پارادوکس ناترازی در مهد ذخایر گاز
اهمیت این موضوع وقتی روشنتر میشود که بدانیم ایران با وجود دارا بودن ذخایر عظیم نفت و گاز، همچنان با ناترازی گاز در فصول سرد مواجه است. در چنین شرایطی، سوزاندن روزانه دهها میلیون مترمکعب گاز همراه، فقط یک اتلاف فنی نیست؛ نشانهای از شکاف میان ظرفیت طبیعی کشور و کیفیت مدیریت آن است. به بیان دیگر، هر مشعل روشن در میدان نفتی، هم نماد یک کمبود زیرساختی است و هم یادآور فرصتی از دسترفته برای خلق ارزش افزوده.
عبور از اقدامات مقطعی به سمت امنیت پایدار انرژی
در گزارشهای رسمی اخیر آمده است که حجم جمعآوری گازهای همراه و مشعل در ماههای گذشته روندی افزایشی داشته است اما هنوز دهها میلیون مترمکعب دیگر در حال سوختن است. این اعداد نشان میدهد مسئله هنوز به پایان نرسیده، اما مسیر اصلاح آغاز شده است. اهمیت این تحول در آن است که کشور از نگاه «پروژهای و مقطعی» فاصله گرفته و به سمت یک رویکرد «سیستمی و ساختاری» حرکت کرده است؛ رویکردی که در آن جمعآوری گازهای همراه نه یک اقدام جانبی، بلکه بخشی از طراحی کلان امنیت انرژی است.
اهمیت اقتصادی؛ از سوختن ثروت تا خلق ارزش افزوده
نخستین و شاید ملموسترین اهمیت جمعآوری گازهای همراه، بُعد اقتصادی آن است. گازی که امروز میسوزد، میتواند فردا به محصول پتروشیمی، خوراک پالایشگاهی، سوخت صنعتی یا حتی منبع صادراتی تبدیل شود. در شرایطی که کشور برای تامین منابع ارزی، افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای تولید تحت فشار است، هیچ توجیه اقتصادی برای ادامه فلرینگ گسترده وجود ندارد.
ارزش این گازها تنها به حجم آنها محدود نمیشود، بلکه به زنجیرهای از ارزش افزوده مرتبط است که از مرحله جمعآوری آغاز و تا تولید محصولات نهایی ادامه پیدا میکند
به همین دلیل، پروژههای NGL و طرحهای فرآورش گاز همراه فقط یک عملیات مهندسی نیستند؛ این پروژهها در عمل یک حلقه اقتصادی جدید ایجاد میکنند. وقتی گاز همراه به جای سوختن، وارد چرخه تولید میشود، هم درآمد مستقیم ایجاد میکند و هم هزینههای واردات یا تامین انرژی را کاهش میدهد. از همین زاویه است که میتوان گفت جمعآوری گازهای همراه، نوعی سرمایهگذاری بازدهبالا برای اقتصاد ملی است.
اهمیت دیگر این موضوع، در کاهش اتلاف سرمایههای ملی نهفته است
کشوری که برای توسعه میادین نفتی هزینه میکند، اما بخشی از گاز استخراجشده را میسوزاند، عملاً از بخشی از بازده سرمایهگذاری خود میگذرد. بنابراین جمعآوری گازهای همراه، یکی از شاخصهای مهم در افزایش بهرهوری صنعت نفت است. این اقدام میتواند در بلندمدت، هزینه تولید نفت را کاهش دهد، درآمد دولت را افزایش دهد و به ثبات مالی پروژههای انرژی کمک کند. در شرایط تحریم و محدودیت سرمایهگذاری خارجی نیز، استفاده حداکثری از منابع موجود، بهمراتب عقلانیتر از اتکای صرف به توسعه میادین جدید است.

اهمیت راهبردی؛ کاهش ناترازی و تقویت امنیت انرژی
دومین دلیل اهمیت این موضوع، اثر مستقیم آن بر امنیت انرژی کشور است. ایران در سالهای اخیر با پدیده ناترازی گاز روبهرو بوده؛ یعنی در برخی فصول، تقاضا از عرضه پیشی گرفته و شبکه انرژی با فشار جدی مواجه شده است. در چنین وضعی، هر مترمکعب گاز همراه که جمعآوری و به چرخه مصرف وارد میشود، در حکم یک منبع تازه تولید است؛ منبعی که بدون نیاز به حفاری جدید، بدون توسعه میادین پرهزینه و بدون زمانبر بودن پروژههای بزرگ، قابل استفاده است.از این منظر، جمعآوری گازهای همراه بهمثابه «تولید پنهان» گاز عمل میکند. یعنی کشور میتواند بخشی از کسری خود را از محل بازیافت گازی تامین کند که پیشتر هدر میرفت. این مسئله برای صنایع بزرگ کشور، از فولاد و سیمان گرفته تا پتروشیمی و برق، اهمیت حیاتی دارد. زیرا پایداری تامین انرژی، یکی از پایههای اصلی تولید صنعتی است. هر گونه اختلال در تامین گاز، بهسرعت خود را در کاهش تولید، افزایش هزینهها و افت رقابتپذیری اقتصاد نشان میدهد.
از طرف دیگر، جمعآوری گازهای همراه فقط به معنای تامین سوخت بیشتر نیست، بلکه به معنای افزایش تابآوری انرژی کشور است
تابآوری یعنی نظام انرژی در برابر بحرانها، محدودیتها و شوکهای فصلی مقاومتر شود. کشوری که بتواند گازهای هدررفته را بازیابی کند، در واقع به جای فشار بر منابع جدید، از ظرفیتهای پنهان موجود استفاده کرده است. این همان نگاه راهبردی است که در حکمرانی مدرن انرژی اهمیت دارد: استفاده بهینه از داراییهای فعلی پیش از توسعه داراییهای تازه.
اهمیت زیستمحیطی و حکمرانی؛ از فلرینگ تا اصلاح ساختاری
سومین بُعد اهمیت جمعآوری گازهای همراه، اثرات زیستمحیطی و نهادی آن است. فلرینگ، افزون بر اتلاف انرژی، منبع انتشار آلایندهها و گازهای گلخانهای است. ادامه این روند، در درازمدت هم به محیط زیست آسیب میزند و هم تصویر صنعت نفت را در افکار عمومی و در تعاملات بینالمللی تضعیف میکند. از این رو، کاهش مشعلسوزی یک ضرورت محیطزیستی هم هست، نه فقط یک انتخاب اقتصادی.
اهمیت اصلیتر در اینجاست که جمعآوری گازهای همراه، نشانهای از اصلاح در شیوه حکمرانی انرژی است
در مدلهای سنتی، فلرینگ معمولاً نتیجه یک اجبار عملیاتی تلقی میشد؛ یعنی چون زیرساخت نبود، گاز میسوخت. اما در مدل جدید، این وضعیت دیگر قابل قبول نیست. وقتی دولت، شرکت ملی نفت، هلدینگهای پتروشیمی و بخش خصوصی در قالب قراردادهای جمعآوری و فرآورش وارد میدان میشوند، مسئله از سطح یک عملیات فنی به سطح یک سیاست عمومی ارتقا پیدا میکند.
جمعآوری گازهای همراه را باید بخشی از حرکت کلان کشور به سمت بهرهوری، شفافیت، کاهش هدررفت و تکمیل زنجیره ارزش دانست
این موضوع با مطالبات کلان نظام درباره جلوگیری از خامفروشی، استفاده بهینه از منابع و افزایش بازدهی اقتصادی همراستا است. هرچه این روند سریعتر و منسجمتر پیش برود، مدیریت انرژی کشور از حالت واکنشی خارج میشود و به سمت سیاستگذاری پیشدستانه حرکت میکند.در نهایت باید گفت جمعآوری گازهای همراه، یک پروژه محدود و مقطعی نیست؛ بلکه شاخصی از بلوغ حکمرانی انرژی است. هر چه این سیاست جدیتر دنبال شود، هم ثروت ملی کمتر میسوزد، هم امنیت انرژی تقویت میشود و هم صنعت نفت از یک تولیدکننده صرف، به یک موتور مولد ارزش افزوده تبدیل خواهد شد. خاموشی مشعلها، در واقع روشن شدن مسیر تازهای برای اقتصاد انرژی ایران است.
منبع: مهر