فراتر از زیرساخت؛ کریدورهای ترانزیتی چگونه جریان تجارت جهان را هدایت میکنند؟
تحولات سالهای اخیر نشان میدهد رقابت بر سر کریدورها دیگر صرفاً رقابت برای احداث مسیرهای جدید یا افزایش ظرفیت زیرساختها نیست. مساله اصلی، رقابت برای هدایت و تثبیت جریانهای تجارت و زنجیرههای تامین است
چرا ایران برای تثبیت نقش خود در کریدورها به استراتژیهای جدید نیاز دارد؟
به گزارش "گسترش، تولید و تجارت" تغییرات ژئوپلیتیکی، تحریمها، ناامنی برخی مسیرهای سنتی و تلاش قدرتهای منطقهای برای بازتعریف مسیرهای تجاری، این رقابت را وارد مرحله تازهای کرده است. در چنین شرایطی، موقعیت جغرافیایی ایران همچنان یک مزیت راهبردی است؛ اما بهتنهایی نمیتواند جایگاه کشور را در شبکه تجارت منطقه تضمین کند.
از «مسیر عبوری» تا «شبکه ارزش»؛ بازتعریف مفهوم کریدور در دنیای امروز
کشورهایی که امروز در حال رقابت برای جذب جریان کالا هستند، علاوه بر زیرساخت، بر قابلیت اطمینان، سرعت، هزینه، امنیت، سهولت عملیات و امکان ارائه مسیرهای جایگزین تمرکز کردهاند. از این منظر، پرسش اساسی برای ایران دیگر این نیست که چه مقدار کالا میتواند از کشور عبور کند؛ بلکه این است که چرا یک صاحب کالا باید ایران را در میان گزینههای متعدد، بهعنوان مسیر اصلی یا پایدار خود انتخاب کند؟
چرا ایران؟ ضرورتِ بازآفرینی مزیتهای رقابتی در شبکه تجارت منطقه
پاسخ به این پرسش، نیازمند تغییر در نگاه به مفهوم کریدور است. کریدور نباید صرفاً یک خط ارتباطی میان مبدا و مقصد تلقی شود؛ بلکه باید آن را یک شبکه اقتصادی و عملیاتی دانست که در آن حملونقل، بنادر، مرزها، انبارش، توزیع، تجارت، بیمه، تامین مالی و خدمات ارزشافزوده در کنار یکدیگر عمل میکنند. ارزش واقعی برای ایران زمانی ایجاد میشود که از هر جریان عبوری، علاوه بر درآمد حمل، سهمی از اقتصاد پیرامونی آن نیز ایجاد شود.
از همین نقطه، مفهوم «کشور مسیر» از «کشور انتخاب» متمایز میشود
کشور مسیر به موقعیت جغرافیایی خود متکی است؛ اما کشور انتخاب، اعتماد و قابلیت اطمینان ایجاد میکند. صاحب کالا باید بداند زمان عبور، هزینه، امنیت و کیفیت خدمت در ایران تا چه اندازه قابل پیشبینی است و در صورت اختلال در یک مسیر، چه گزینه دیگری در اختیار خواهد داشت. این موضوع برای ایران در شرایط فعلی اهمیت بیشتری دارد. محدودیتهای بینالمللی و اختلال در برخی مسیرها، اگرچه هزینههای قابل توجهی ایجاد کردهاند، اما همزمان ضرورت ایجاد یک شبکه چندمسیره و انعطافپذیر ملی را آشکار کردهاند. ایران باید به جای وابستگی به چند مسیر مشخص، مجموعهای از گزینههای جادهای، ریلی، دریایی و ترکیبی را به یکدیگر متصل و امکان جابهجایی سریع جریان میان آنها را فراهم کند. در این صورت، بحران یک مسیر به بحران کل شبکه تبدیل نخواهد شد.
در افق فعلی، اولویت نخست باید حفظ جریان تجارت، کاهش توقف و فعالسازی ظرفیتهای جایگزین باشد
اما در افق پساجنگ، هدف باید فراتر از بازگشت به وضعیت موجود تعریف شود. ایران میتواند از بازآرایی زنجیرههای تامین منطقه برای جذب بارهای جدید، توسعه خدمات لجستیکی و تثبیت موقعیت خود در شبکه تجارت منطقه استفاده کند.
تحقق چنین رویکردی بدون اصلاح حکمرانی کریدورها دشوار است. دولت باید سیاستگذار، تنظیمگر و تضمینکننده منافع و الزامات حاکمیتی باشد؛ در مقابل، عملیات روزمره جریان کالا و توسعه بازار کریدورها نیازمند یک متولی حرفهای و یکپارچه است. در این چارچوب، اپراتور ملی کریدورها باید حلقه اتصال میان سیاست، زیرساخت، بازار و عملیات باشد؛ نه یک ساختار اداری جدید و موازی با دستگاههای دولتی.
مسله اصلی در نهایت به یک تغییر نگرش بازمیگردد: ایران نباید صرفاً به دنبال افزایش «عبور» باشد؛ باید به دنبال افزایش «انتخاب ایران» در تصمیم صاحبان کالا و زنجیرههای تامین باشد، این تغییر، نقطه عزیمت سیاست جدید کریدوری کشور است
آینده ایران در رقابت کریدوری منطقه را صرفاً موقعیت جغرافیایی تعیین نمیکند؛ بلکه توان کشور برای تبدیل این موقعیت به یک شبکه قابلاعتماد، انعطافپذیر و ارزشآفرین تعیین خواهد کرد.اگر ایران بتواند از «محل عبور» به «مدیر جریان» و از «مزیت جغرافیایی» به «مزیت عملیاتی و اقتصادی» برسد، آنگاه کریدورها نه فقط یک ظرفیت حملونقل، بلکه به یکی از پایههای قدرت ژئواکونومیک کشور تبدیل خواهند شد.
مهدی قدمیاری | پژوهشگر و تحلیلگر حوزه کریدورها، ترانزیت و لجستیک